قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3337

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و شصت و ششم از رحلت خير البشر « 1 » در سيم ماه صفر اين سال سيف الدّين غازى بن قطب الدّين مودود بن زنگى ، صاحب موصل و ديار جزيره به مرض [ سل ] « 2 » كه منجر به سرسام شده بود ، در سن سى سالگى وفات يافت ، و مدّت بيست سال و سه ماه حكومت داشت . و چون مرض او اشتداد يافت و از حيات خود نااميد شد ، خواست كه پسر خود ، معزّ الدّين سنجر شاه را كه در آن‌وقت دوازده ساله بود ، ولىعهد سازد . امّا از ترس آنكه صلاح الدّين در كمينگاه ايشان بود و ولايت شام را متصرّف شده ، بنابراين سيف الدّين در اين باب با خود انديشه نمود كه پسرش به‌واسطهء كوچك‌سالى از مقاومت صلاح الدّين عاجز شده ملك از دست خواهد رفت . و چون اين انديشه را با امراى خود ، خصوصا مجاهد الدّين قايماز - كه مدبّر او بود - گفت ، مصلحت چنان ديدند كه ولايت‌عهدى را به برادر خود ، عزّ الدّين مسعود ، كه جوانى رسيده و شجاع و عاقل است ، بايد داد و از براى پسران خود از ولايت آنچه مناسب دانند جدا بايد ساخت . سيف الدّين اين راى را پسنديده برادر خود ، عزّ الدّين مسعود ، را ولىعهد خود گردانيد و جزيرهء ابن عمر با جميع قلاع آن جزيره را به پسر خود ، عزّ الدّين سنجر شاه ، داد و قلعهء عقر حميديه « 3 » نامزد پسر كوچك خود ، ناصر الدّين كرد . و چون سيف الدّين فوت شد ، اكابر و اعيان با عزّ الدّين مسعود بيعت كردند و هيچ خلل و فتنه به ظهور نرسيد . و در تاريخ ابن اثير مسطور است كه قبل از بيمارى سيف الدّين به يك ماه يا زياده ، مردم

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . تكميل براساس متن الكامل . ( 3 ) . قلعه‌اى بر كوههاى شرق موصل . مقايسه شود با - پاورقى شمارهء 4 ، صفحهء 3237 كتاب .